گزارش تحلیلی از ساوجبلاغ نیوز – در حالی که افکار عمومی ایران هر روز با اخبار تحریم، تنشهای منطقهای و بحرانهای اقتصادی بمباران میشود، یک سوءتفاهم بزرگ در حال شکلگیری است: این تصور که «آمریکا میخواهد ایران را نابود کند».اما بررسی واقعبینانه تحولات یک سال اخیر نشان میدهد که هدف واشنگتن نه نابودی فیزیکی ایران، بلکه چیزی بسیار عمیقتر و خطرناکتر است: قطع رابطه مردم با کشورشان.
بررسی های اتفاقات منطقه ای در سالهای اخیر نشان می دهد استراتژی واقعی آمریکا این است که ایرانِ زنده اما بیاثر! ایالات متحده بهخوبی میداند که حمله نظامی مستقیم به ایران هزینهای غیرقابلتحمل دارد؛ از انفجار قیمت انرژی در جهان و ناامنی منطقه گرفته تا تهدید مستقیم اسرائیل و پایگاههای آمریکایی! بنابراین راهبرد تغییر کرده است.
آمریکا بهجای بمب و موشک، از ابزارهای کمهزینهتر و مؤثرتر استفاده میکند: مثل فشار اقتصادی هدفمند، جنگ روانی و رسانهای، عملیات بیاعتمادی،فرسایش امید اجتماعی.
هدف این است که ایران باقی بماند، اما به کشوری فرسوده، منزوی و بینفوذ در منطقه تبدیل شود؛ شبیه ونزوئلا یا کوبا، اما در مقیاسی بسیار بزرگتر و خطرناکتر.
چرا ایران هدف است؟
ایران تنها کشوری در خاورمیانه است که:شبکه نفوذ منطقهای مستقل دارد و از نظم آمریکایی تبعیت نمیکند و همچنان مدلی غیرغربی از قدرت سیاسی را زنده نگه داشته است
این ترکیب برای نظم جهانی آمریکا قابلتحمل نیست. بنابراین هدف نه سرنگونی فوری، بلکه فرسایش تدریجی است.
یک سال گذشته چه میگوید؟
وقایع ۱۲ ماه اخیر اگر کنار هم قرار داده شوند، یک الگوی روشن را نشان میدهند با فشار بیسابقه اقتصادی بر زندگی مردم، تولید انبوه محتوای یأسآور در فضای مجازی، بزرگنمایی شکافهای اجتماعی ، همزمانی بحرانهای داخلی با فشارهای خارجی، ضربه به متحدان منطقهای ایران.
اینها تصادفی نیستند؛ اینها اجزای یک جنگ ترکیبیاند که هدفش نه تغییر حکومت، بلکه خستهکردن جامعه است.
نقطهضعف واقعی ایران کجاست؟ نه موشکها، نه صنعت هستهای، نه حتی تحریمها ، بلکه نسلی که دیگر برای این کشور انگیزه ندارد.
نسل جدید بیش از آنکه درگیر پروژههای تاریخی باشد، به دنبال یک زندگی عادی، امن و قابلپیشبینی است. وقتی جوان ایرانی به این نتیجه برسد که این کشور آیندهای برای او ندارد، بزرگترین شکست رخ داده است؛ شکستی که هیچ سامانه پدافندی قادر به جبران آن نیست.
و چیزی که این روز ها میبینیم اشتباه راهبردی در داخل در مقابل این فشار خارجی است، آنچه در داخل رخ داد، ترمیم اعتماد نبود؛ بلکه تشدید شکاف بود.،تقسیم جامعه به «خودی» و «غیرخودی»، فیلترینگ، انکار بحرانها و سرکوب اجتماعی، دقیقاً همان چیزی است که پروژه فرسایش آمریکا به آن نیاز دارد. ملتِ ناامید را نمیتوان با زور وفادار نگه داشت.
اما جنگ واقعی کجاست؟
این جنگ نه در خلیج فارس است،نه در آسمان تلآویو، نه در پایگاههای نظامی.این جنگ در یک سؤال خلاصه میشود: آیا این کشور مال من هست یا نه؟! وقتی اکثریت جامعه پاسخشان «نه» شود، فروپاشی بدون شلیک یک گلوله اتفاق افتاده است.
در نهایت آمریکا اگر بتواند ایرانیها را از ایران جدا کند، پیروز شده است؛ حتی اگر پرچم همچنان بر فراز ساختمانها بماند. اما اگر مردم، با وجود تمام خشمها و اعتراضها، هنوز این سرزمین را «خانه» خود بدانند، این پروژه شکست میخورد.
این جنگ، جنگ موشک نیست.جنگ «وابستگی به وطن» است. که نتیجهاش هنوز قطعی نشده است.پس توپ در زمین مسولان نظام است مردم را حفظ کنند یا در زمین آمریکا بازی کنند
پایگاه خبری ساوجبلاغ به روز ترین و جدید ترین اخبار ساوجبلاغ،هشتگرد،نظرآباد،طالقان 